( با لهجه اصفهانی )

 

 فولون کسک

 

 فولون کسک که خونش پشتی سبزه میدونس

با اینکه قارونی شهرس لبش آونگونس 

کسی میونی لباش خنده تا حالا ندیدس

کلافی سر به گمس،لیویرش آویزونس 

اگر چه دم میزند دائم از مسلمونی

خودش خبردارد ازخود که نامسلمونس

همش میدد با تکبربه این و اون فرمون

به خاطرش همه مورند و اون سلیمونس 

نه هی تو سرما و گرما به دنبالی پولس

لباش چو پوسه انارس لپاش بادمجونس

همش به فکری بچاپ وبچاپی خلقی خداس

نه فکری زن،نه بچه،نه ننه،نه ننجونس 

حسابی من ندارم از چیزاش فقط میدونم

زیمیناش از سری پل، تا منار جنبونس 

با ثروتی که دارد میخورد نونی خالی

تو بخیالد که خوراکش پلوفسنجونس 

خدا خدا میکونم روبرو نشم با اون

کسی که باش بی شیند ، تا ابد پشیمونس 

زنش که دختری میرزا جوادی عصارس

می گد که اینکه آدم نیست یه پارچه حیوونس 

کسی که دنبالی جمعی طلاس  جمشیدی

اگر سکندری دهرس همش پریشونس

 

+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 8:54 توسط نازنین |